على صدرايى خويى
359
ميراث مشترك ايران و هند ( فارسى )
آغاز : غزليات ، رديف الف : خدايا حيرت آئينه ده خاكستر ما را * به تسخير نگه زنجير گردون جوهر ما را - / مخمسات و ترجيع بند ها و مسدس و مثنوى ( ص 410 - / 330 ) - / مسمط واسوخت ( ص 420 - / 411 ) مسمط مثمنى است در مكتب واسوخت . « 1 » آغاز : دوستان سخت به جان آمدم از زارى دل * جان به لب آمده از دست جفا كارى دل نتوانم كه كنم چارهء بيمارى دل * صرف شد عمر عزيزم به پرستارى دل پيش از اين چند كشم رنج گرفتارى دل * كيست جز مرگ كه آيد پى غمخوارى دل من از اين خانه برانداز به جان آمدهام * زين شرر همچو سپندى به فغان آمدهام - / رباعيات ( ص 424 - / 411 ) - / قطعات و ماده تاريخها ( ص 447 - / 424 ) - / قطعه تاريخ طبع كليات شهيد از مولانا محمد حامد عليخان مصحح ديوان فرزند حافظ غلام عليخان رئيس شاه آباد كه هر دو تلميذ امير الشعراء امير مينايى لكهنويى بودند ، به نظم ( ص 447 ) ؛ - / تقريظ طبع سابق ديوان از منشى سيد جلال شاه صاحب اكبر ملازم اوده اخبار شاگرد خواجه عزيزالدين صاحب عزيز ، به نثر و فارسى ( ص 450 - / 448 ) . نوع خط : نستعليق . كاتب : ذكر نشده .
--> ( 1 ) . « واسوخت » مكتب ادبى است مانند مكتب وقوع كه در آن شاعر به گله و شكايت از معشوق مىپردازد و در نهايت با رها كردن گله و شكايت ، در عشق ثابت قدم مى گردد .